تبليغاتX
کمپین یک میلیون امضا در قبرس - اشتغال زنان

اشتغال زنان

طی سالهای اخیر شاهد حضور گستردۀ زنان در صحنه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی بودیم. در حقیقت امروزه خانه نشین بودن زن مسألۀ قابل قبولی نیست و بیشتر زنان خواهان استفاده از توانمندیها و استعدادهای بالقوۀ خویش می باشند. در سطح جامعه نیز حضور زنان به منظور ارتقاء سطح فرهنگ جامعه و بهبود وضعیت آیندۀ کشور امری ضروری و انکارناپذیر است چرا که یکی از معیارهای ارزیابی کشورها از نظر توسعه، میزان مشارکت و حضور زنان در فعالیتهای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است.

زنان ایرانی نیز همراه با زنان سراسر دنیا، حضور فعال و گسترده ای در صحنه های مختلف اجتماعی دارند و آمار بالای ورود دختران به دانشگاهها، نشاندهندۀ علاقه و ارادۀ نیرومند زن ایرانی برای ایفای نقش فعال در جامعه دارد. اما متأسفانه در ایران، قوانین اساسی کشور و وجود جو مردسالار و سنتی در سطح جامعه، موانع بسیاری در مسیر اشتغال زنان و فعالیتهای اجتماعی آنان به وجود آورده است.

از لحاظ اجتماعی به دلیل پررنگ بودن نقش زن به عنوان خانه دار و مادر، زنان در انجام کارهای بیرون از خانه محدود می شوند و بیشتر درگیر مسائل خانه داری و پرورش فرزند می شوند تا امور بیرون از خانه. بسیاری از زنان پس از ازدواج و یا بچه دار شدن، مجبور می شوند به دلیل فقدان امکانات حمایتی از سوی همسر و یا کارفرما خانه نشین شوند.

چنانچه زنی تصمیم به ادامۀ کار در بیرون از خانه بگیرد و با مخالفت همسرش روبرو شود، مجبور به اطاعت می شود چرا که در میان قوانین حقوقی ایران، به این دلیل که مرد، طبق قانون، ریاست خانواده را برعهده دارد، کار زن در بیرون از خانه منوط به اجازۀ شوهر است. البته به ظاهر قوانینی در زمینۀ حمایت از زنان و برخورداری از حقوق مساوی با مردان وجود دارد اما با وجود تبصره ها و قوانین مختلف مردسالار و زن ستیز این قوانین عملاً نقض می شوند. کلیه این عوامل موجب شده اند تا زنان ایرانی دچار وضعیت نامطلوبی از لحاظ اشتغال شوند و فرصتهای شغلی کمتری نسبت به مردان داشته باشند.

مبارزات زنان ایرانی برای بدست آوردن حقوق برابر با مردان و داشتن فرصتهای اجتماعی برابر، تبدیل به دغدغه ای جدی برای رژیم ایران شده است و دولت ایران با ترفندهای مختلف سعی در متوقف کردن جنبشهای زنان و کمرنگ کردن نقش زنان در عرصه های مختلف جامعه را دارد. یکی از این ترفندها سهمیه بندی جنسیتی است به منظور محدود کردن ورود دختران به دانشگاهها. اکنون نیز با لایحۀ کاهش ساعات کار زنان مواجه هستیم که اقدام دیگری است برای دور نگهداشتن زنان از حضور در عرصه های مختلف جامعه.

لایحۀ کاهش ساعات کار زنان اگرچه به ظاهر به نفع زنان است، زیرا در قبال کار کمتر نسبت به گذشته حقوق یکسان دریافت می کنند اما در حقیقت  در درازمدت زنان را از صحنۀ اجتماع دور می کند و کارفرمایان نیز از استخدام نیروی کار با ساعت کار کمتر و حقوق کامل خودداری خواهند کرد.  

در اینجا جا دارد به این سؤال پاسخ دهیم که آیا کار تنها برای کسب درآمد است؟ آیا این لایحه و لوایح مشابه، کمکی به پیشرفت زنان ایرانی می کند و یا در جهت حذف زنان از جامعه عمل می کند؟

زنان ایرانی باید مخالفت خود را از داشتن ساعات کار کمتر که نمونۀ دیگری است از محدودیتهای بیشمار زنان به عنوان جنس دوم در جامعه، ابراز کنند. مردان برابری طلب ایرانی نیز باید با همکاری و مشارکت در امور منزل و پرورش فرزند که مربوط به هر دو زوج می شود، بستر پیشرفت و حضور همسران خویش را در عرصه های مختلف جامعه فراهم کنند و از عقاید سنتی و تبعیض آمیز فاصله بگیرند تا جنبش اجتماعی زنان ایرانی که تاکنون بسیار مؤثر عمل کرده است، به راه خود ادامه دهد.                                                       آزاده الف-قبرس

                                               
+ نوشته شده توسط زن ایرانی در پنجشنبه 10 بهمن1387 و ساعت 21:49 |